شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

131

نفثة المصدور ( فارسى )

( 8 ) - ص 3 س 5 از اين صدرنشين . . . الخ از اندوه ظاهرا از دو باب به صدرنشين تعبير شده ، هم از آن روى كه در صدر ( سينهء ) مؤلّف مقرّ گرفته بوده ، و هم از آن جهت كه بر ديگر عواطف وى سمت تقدّم داشته بوده است . ( 9 ) - ص 3 س 7 و 8 از قلم كه چون بر سياه نشيند . . . الخ تعبيرى است از دورويى قلم كه اثر آن بر جاى نمىماند مگر آنگه كه بر سياه سپيدكارى كند و بر سپيد سياهكارى . ( 10 ) - ص 3 س 8 دو زبانست سفارت . . . الخ نيز از دورويى قلم و عدم اهليّت آن براى سفارت ( اندوه دل ) به دو زبانى ( فاق قلم ) تعبير كرده ، درحالىكه سفارت را شرط لازم وفاق و يك زبانى است نه نفاق و دو زبانى . ( 11 ) - ص 3 س 9 هرچند بسر قيام مىنمايد . . . الخ هرچند ( در انجام دادن مهمّات ) جدّ بليغ به كار مىبندد ( موهم است باينكه قلم در هنگام نوشتن بسر عرصهء كاغذ را مىپيمايد ) امّا سرانجام سياه‌كارى ببار آورد . ( موهم است به سياه‌كارى قلم بر كاغذ ) ( 12 ) - ص 3 س 9 و 10 اگرچه اندرون دار است . . . الخ اگرچه توى دار و اندرون دار است و اين معنى خود با رازدارى سخت ملازمست ، ولى وى بخلاف ، اسرار را فاش مىسازد . ( 13 ) - ص 3 س 10 و 11 اجوفيست كه . . . الخ يعنى تا فاق نخورد ننويسد . ( 14 ) - ص 3 س 11 و 12 طالب علميست كه . . . الخ يعنى طالب علميست كه در اثر استغراق در تحصيل دانش سوداوى گشته ( ايهامى به سياهى زبانهء قلم دارد ) كه تا تن دو تا نكند ( موهم است به فاق قلم ) در همهء هنرها صاحب‌نظر نشود ( ايهامى دارد باينكه بمدد قلم همهء علوم و فنون را بقيد كتابت مىتوان كشيد . ) ( 15 ) - ص 3 س 12 لَمْ تَكُونُوا . . . * الآية نباشيد شما رسندگان ، مگر برنج تن‌ها . ( 16 ) - ص 3 س 12 و 13 در فصاحت حريريست . . . الخ يعنى در روشنى ( تن ) همچون حرير است ، ( ايهامى به ابو محمّد القاسم بن علىّ بن محمّد بن عثمان الحريرىّ